جدیدترین فیلم های روز هالیوود

با دنیای فیلم آشنا شوید

LOST

 

مقدمه: برای ما که به دیدن سریال‌های با سوژه‌های تکراری و سطحی عادت داریم و شاهد سریال‌هایی هستیم که از دست دادن حتی چند قسمت از آنها، موجب تأسف یا عقب افتادن از داستان سریال نمی‌شود، سریال LOSTپدیده‌ای است شگفت‌انگیز!، سریالی که هم می‌تواند دوست‌داران سریال‌های حادثه‌ای را راضی کند و هم کسانی را که دوست‌دار ژانر علمی تخیلی هستند و در این میان و با دیدن فصل‌های مختلف این سریال کم کم متوجه خواهید شد که می‌توانید تعبیرات و تفسیرهای فلسفی را هم از این سریال داشته باشید.

جای شگفتی بود که من هم تا مدت‌ها و تا دانلود و دیدن قسمت‌های اخیر سریال، تعبیر برزخ را از جزیره‌ای داشتم که گمشدگان اوشنیک 815 را در خود گرفتار کرده بود و کم کم داشتم به این فکر می‌افتادم این سریال حکایت مدرنی خواهد شد از عرفان و فلسفه شرقی!

هفته‌نامه شهروند در آخرین شماره خود 6 صفحه را به مرور سریال گمشدگان یا Lost اختصاص داده بود. توجه شما را به یکی از این مقالات جالب جلب می‌کنم:

يكى از بهترين خصوصيات سريال «گم شدگان» در اين است كه بيننده‌اش را ساعت‌ها درگير خود مى‌كند. شايد اين اتفاق براى ما افتاده كه آن را به صورت سريال و هفته‌اى یک بار دنبال نكرده‌ايم. اما تعداد سايت‌ها و هواخواهان سريال و حواشى‌اش آن قدر هست كه متوجه تأثير آن براى تمامى مخاطبان‌اش بشويم، حواشى‌اى كه اگر سريال را هفتگى دنبال كنيد، بسيار از آن لذت خواهيد برد، نكته‌اى كه در قسمت پيشين فاش شده و حالا همه درباره آن حرف مى‌زنند و شما هم مى‌توانید جزئى از اين خيل عظيم نظر دهيد و اين احساس مشاركتى است بسيارلذت‌بخش. «بازماندگان» به ازاى هر گره‌اى که از خيل معماهايش مى‌گشايد، چندين گره ديگر به آن مى‌افزايد و خلق همين دنياى كامل و سراسر رازآلود، تلاش جمعى هواخواهانش برای گفتگو و حل كردن معماهايش آن را واقعا به يكى از بهترين سريال‌هاى تاريخ تلويزيون آمريكا بدل كرده كه حقيقتا نه «خاندان سوپرانو»، نه «سه متر زير زمين»، نه «شهر و رابطه»، نه «حرف لام» و نه حتى سريال سطحى و حادثه‌اى اما خوش‌ساخت «24» به گرد پاى آن نمى‌رسند. مى‌توان بسيارى از اين نكته‌ها و معماها را نديد، اين كه فونت فروشگاهى در یک سكانس دوبار تغييركند، يا ساعت پشت سرفلان شخصيت در یک سكانس به طور نامرتب جلو عقب برود، تابلوى نقاشى روى ديوار شبيه فلان شخصيت باشد و... مى‌توان اين‌ها را نديد و ندانست تمام رفتارهاى جان لاک بر اساس آراى جان لاک فيلسوف طراحى شده يا همين طور ديويد دزموند هيوم بر اساس ديويد هيوم، يا ارجاعات آشكار كتاب مقدس را نفهميد يا ارجاع ادبى آشكارتر را و شخصيت «ساير» و حرف زدن‌اش و قرابت‌اش با بافت جامعه آمريكايى، اما باز هم از آن لذت وافر بود.

«گم شدگان» را چه ساده ببينيد چه پيچيده، باز هم از آن لذت خواهيد برد، چرا كه موقعيتى خلق مى‌كند كه تمام انسانها خواهان تجربه‌اش هستند. گم شدن و فراموش كردن زندگى پيشين، كه می‌تواند شامل تغيير هويت، فراموشى خطاهاى گذشته و آغاز كردنى ديگر باشد، اين گم شدن تنها مكانى نيست و زمانى نيز هست: تئورى كه در فصل سوم قوت گرفت و اينک مسجل شده است. در «مكانى» عجيب كه هيچ كس از جاى آن مطلع نيست و در «زمانى» كه وجود ندارد. چه كسى است كه دوست نداشته باشد بى‌زمان و گذر آن زندگى كند؟

با شروع فصل سوم و برخى نشانه‌هايى كه از آغاز در سريال گنجانده شده بود، بسيارى به فكر نظريه برزخ افتادند، نظريه برزخ با توجه به برخى دیالوگ‌ها نظير «تو جهان ديگه مى‌بينمت» (دزموند به جک)، «مهم نيست قبل از اين چه كار مى‌كرديم، سه روز پيش همه‌مون مرديم و يه فرصت ديگه مى خوايم.» (جک به كيت) براى مخاطبان مطرح شد و نيز مرگ آنها كه بعد از حل مشكلات شخصيتى‌شان اتفاق مى‌افتاد. اما نظريه در اواسط فصل سوم ضعيف و در نهايت با قسمت شگفت‌انگیز پايانى مردود شد. هر چند نويسندگان مجموعه و مجريان طرح اين نظريه را از همان ابتدا بى‌اساس مى دانستند. «ديمون ليندلوف» كه از مجريان اصلى طرح است درباره اين نظريه گفته بود: «اين سريال راجع به آدم‌هايى است كه به طور استعارى در زندگى‌شان گم شده‌اند، همگى سوار یک هواپيما مى‌شوند، سقوط مى‌کنند و قدم به اين جزيره مى‌گذارند و اين گونه به طور فيزیكى نيز در كره زمين گم مى‌شوند. به مجردى كه بتوانند به شكل استعارى خود را در زندگى‌شان پيدا كنند، مى‌توانند دوباره به جهان بيرون قدم بگذارند. زمانى كه شما به كل مجموعه نگاه می‌كنيد، اين گونه به نظر مى‌رسد. منظور ما در تمام اين مدت همين بوده است

نظريه زمان نيز از ديگر نظريه‌هايى بود كه مطرح شد و البته نويسندگان باز آن را هم رد كردند، البته آنها تصميم داشتند همه چيز را رد كنند و عجيب است كه بعد از اين انكار قسمت‌هايى ساختند كه شخصيت آشكارا در زمان سفر مى‌كرد. نظريه زمان ابتدا در اين حد بود كه در اين جزيره زمان به شكل نيوتونى‌اش تجربه نمى‌شود. اما آن چه اكنون مطرح شده و خلاصه‌ای از آن را در زير مى‌خوانيد، بهترين و كامل‌ترين نظريه‌ايست كه تاكنون راجع به «گم شدگان» مطرح شده و به بسيارى از سئوالات پاسخ مى‌دهد.

اين نظريه از ابتداى سال 1800 شروع كرده و تا سال 2004 پيش مى‌آيد.

1800 سالى است كه كشتى «بلک راک» به جزيره مى‌خورد. همان كشتى كه جک و كيت و جان و هرلى به رهبرى دانيل داخل‌اش مى‌روند تا ديناميت بياورند. «بلک راک» یک كشتى حمل برده بوده كه مقادير زيادى نيز فلزات كانى با خود حمل مى‌كرده است، فلزاتى كه به شدت به جريان‌هاى مغناطیسى حساس بوده‌اند. جزيره نبز داراى همان جريان مغناطیسى قوى‌اى است كه در آخرين قسمت فصل دوم ديديم، اين جريانها كشتى را به سوى خود كشيدند و منجر به تصادف كشتى با جزيره شدند، كشتى كه جریان شديدى از نيروهاى مغناطيسى را متحمل مى‌شده، در حين برخوردش با جزيره، حفره‌اى در آن حباب نامرئى كه جزيره را احاطه كرده بود، ايجاد مى‌كند با مختصات «5 2 3». همان مختصاتى كه خانم دانیل و همراهان‌اش را به جزيره مى‌رساند و مى‌بينيم آقاى «دانيل فاراداى» در فصل چهارم آن را نوشته بر كاغذ به خلبان هلى‌كوپتر مى دهد و به او تأكيد مى كند كه تنها از این مختصات وارد و خارج شود. بعد از تصادف رهبران «بلک راک» از آن پیاده مى‌شوند، يکی از آنها «آلوار هانسو» نام دارد و شروع به تحقيق روی نيروهاى مغناطيسى جزيره مى‌كنند. نوادگان هانسو اوايل قرن بيستم (1900) دارماى ابتدايى را بنيان‌گذارى مى‌كنند.

1960: دارماى اوليه كار خود را با هدف بهتر كردن نژاد بشر آغاز مى كند (فيلم‌هايى كه در سريال مى بينيم.)، تحقيقى كوچک و ابتدايى كه بعدتر به پروژه‌اى عظيم و عجيب براى بررسى «سرنوشت» بدل مى‌شود. در طول اين تحقيقات و با كمک نيروهاى مغناطيسى جزيره موفق مى‌شوند زمان و مكان را در اختيار خود بگيرند و به اين ترتيب در سال 1960 ماشين زمان درست مى‌كنند. از سال 1961 اين ماشين قابل استفاده مى‌شود، اما كسى كه داخل آن برود تنها مى‌تواند یک سال عقب برود یعنى زمان راه‌اندازى ماشين. و هرگاه كسى در زمان عقب برود ديگر نمى‌تواند جلو بيايد، در واقع به زمان زنجیر مى‌شود و بايد آن را دوباره زندگى كند و اگر كسى بيمارى‌اى داشته باشد مثلا درسال 1965، وقتى با ماشين زمان به 1960 باز مى‌گردد ديگر آن بيمارى را ندارد. مؤسسه دارما ابتدا براى آزمايش این ماشين از حيوانات استفاده كرد، حيواناتى نظير «خرس قطبى»، كه با محيط استوایى جزيره غریبه باشند، آنها را در زمان به عقب فرستاد و عادت‌هاى آنها را تغيير داد تا ببیند آن‌ها مى‌توانند «زنده بمانند.» آنها درست از همان سیستمى استفاده مى‌كردند كه «دانيل فارادى» در سال 1996 با یک موش آن را انجام مى‌داد (فصل 4). خرس‌های قطبى توانستند خود را با محیط منطبق كنند و به اين ترتیب توانستند زنده بمانند. ساخت و راه‌اندازى ماشين زمان به خاطر قدرتى كه داشت سرى باقى ماند و حتى بسيارى از محققان خود مؤسسه دارما نیز از وجود آن بى اطلاع بودند. بعد از خرس‌هاى قطبى نوبت انسان‌ها بود كه وارد ماشین زمان شوند. دارما مشتاق بود بداند آيا انسان‌ها مى‌توانند آينده‌ای را که پیش از این برایشان نوشته شده، تغيير بدهند. اما این تجربه به شكست انجامید و آينده افرادى كه سوار ماشین مى‌شدند، تغییری نكرد.

گزينه بعدى درمان بيمارى بود، شرکت دارما مشتاق بود، ببيند كه مى تواند بیمارى‌ها را درمان کند؟ از این رو ويروسى بین مردان خودش كه در جزيره بودند، پخش كرد و بعد ادعا كرد كه درمان آن را يافته و گروهى حاضر شدند براى درمان بيمارى به مرهم دارما پناه ببرند و سوار ماشین زمان شدند، بى آنكه بدانند ماشين زمان چيست. آنها به گذشته رفتند و درمان شدند، اما كمى بعد توسط «دود سياه» يا همان «هيولا» كشته شدند، چرا كه هيولا یک «Physical means» است، یک واسطه فیزيكى كه زمان به واسطه آن خود را تصحیح مى‌كند. به این معنا كه اگر قرار باشد فرد در آینده بميرد، نمى‌تواند از این سرنوشت فرار كند. دارمايى‌ها براى نخستين بار با این «دود سیاه» مواجه مى‌شدند، از ماشين زمان ترسيدند و آن عده از بازماندگان از ماشین زمان كه اساسا نيز ويروس را نگرفته بودند، از دارما جدا شدند و دار و دسته كوچکى راه انداختند و دارمايى‌ها نام «دیگران/دشمن» را بر آنها گذاردند. جاكوب و ريچارد جزو این دسته بودند.

  1985-1970: مادر بن استخدام دارما شده و به جزيره مى‌آيد. او نيز بعد ازچندين سال كار كردن بر ماشین زمان، تسلیم توانايى‌هاى ماشین مى‌شود. او با ريچارد، رهبر دیگران ملاقات می‌کند. ریچارد او را از مقاصد دارما مطلع می‌کند . مادر بن به مرور از دارما متنفر می‌شود، سوار ماشین زمان می شود و پانزده سال به عقب می‌رود، یعنی زمانی که هنوز به جزیره نیامده است، به سال 1970 و به اورگون. او با راجر ملاقات می‌کند، با او ازدواج می‌کند و حامله می‌شود، اما مشکلی وجود دارد او در سال 1985 بچه ندارد، زمان بن را جایگزین مادرش می‌کند، بن تجسد مادرش است و همان کینه و میل به انتقام مادرش را در خود دارد. اندکی بعد از مرگ مادر بن، هوراس از راجر و پسرش می‌خواهد به جزیره بروند، در واقع هوراس با دارما در ارتباط است و موظف بوده مادر بن را تحت نظر داشته باشد و بعد از مرگ مادر بن توجه دارما به پسرش جلپ می‌شود و به جزیره رفتن آنها تنها به خاطر بن و اهمیت اوست، از این رو است که راجر بیچاره تنها یک کارمند ساده می‌شود.بعد از مدتی بن مادر خود را در جزیره می‌بیند و صدایش را می‌شنود، این به خاطر این است که مادر بن در سال 1985 زنده بوده است، پس اگر به خاطر سفر به گذشته تحت هر شرایطی بمیرد، حقیقتا نمرده و «نیم مرده» محسوب می‌شود. بن پس از مادرش با ریچادر برخورد می‌کند، که درست در همان سن و سالی است که در سال 2004، ریچارد در زمان سفر می‌کند تا تنها بن را مجاب کند که دارما را نابود کند. چرا که ریچارد مادر بن را می‌شناخته و از ماجرا آگاه است. بن به همراه ریچارد که در سال 81 دیده تا سال 2007 پیش می‌آید و 37 ساله می‌شود و تصمیم به براندازی دارما می‌گیرد، به سال 1967 برمی‌گردند، تا دارما را نابود کنند و این اتفاق نیز می‌افتد. بن خیالش راحت است که تا 2007 زنده می‌ماند و به همین خاطر در هشت قسمت فصل چهار از هیچ چیز نمی‌ترسد. بن تا سال 2007 زندگی کرده و در این مدت نه از اوشنیک 815 خبری بوده و نه از سرطانش.

1996: بن می‌داند که عوامل دارما در همه جای جهان هستند از جمله پدر پنی، به این ترتیب تصمیم می‌گیرد که جزیره را برای همیشه مصون نگه دارد، پس با کمک جیکوب و ریچارد جزیره را در یک لوپ زمانی قرار می‌دهد و به این ترتیب جزیره همواره سال 1996 را تجربه می‌کند. بن و ریچارد ماشین زمان را از دهلیز ارو به دهلیز سوان منتقل می‌کنند و میخائیل با ذهن مهندسانه اش ماشین را با قدرت مغناطیسی جزیره که هر 108 دقیقه باید تخلیه شود، منطبق می‌کند و به این ترتیب جزیره مدام در سال 1996 می‌ماند، جهان پیش می‌رودو جزیره تکرار می‌کند و تنها راه دستیابی به جزیره همان مختصات «5 2 3» است. جایی بن به ریچارد می‌گوید: «یادته زمانی که تولدها را جشن می‌گرفتیم.» پس اگر همواره 1996 باشد دیگر لزومی بر گرفتن جشن تولد نیست.
با ثابت ماندن زمان «سرنوشت» دیگر کاری از پیش نمی‌برد. زنان حامله می‌میرند و در واقع رحم‌های بسیار سالخورده آنها در اثر ماشین زمان، سفر در آن و تکرار یک سال توانایی خود را از دست داده‌اند، جاکوب نیز زمانی که می‌خواسته جزیره را در حلقه زمانی قرار دهند مرده، اما حیات جاکوب تا سال 2007 این امکان را به او می دهد، تا روحش همچنان در ارتباط با ریچارد و بن بماند. در سال 2004، اوشنیک در جزیره سقوط می‌کند و مسافران بی‌انکه بدانند به سال 1996 برمی‌گردند، به این ترتیب پدر جک زنده است، لاک دیگر معلول نیست و رز نیز سرطان ندارد.

+ نوشته شده در  87/05/12ساعت 15:15  توسط ســـیـــــــنـــــــا  | 

The Pursuit of Happyness

                                  

نام فیلم  The Pursuit of Happyness

بازیگران شاخص : Will Smith , Thandie Newton , Jaden Smith , Dan Castellaneta 

کارگردان Gabriele Muccino

تاریخ اکران
15 دسامبر 2006

ناشرSony Pictures

ژانر : درام ، کمدی


مدت زمان117 دقیقه

خلاصه داستان :کریس گاردنر یک فروشنده باهوش و خوش اقبال اما بسیار پر کار است . او سعی دارد به اهدافش برسد .... کریس و پسر پنج ساله اش آپارتمان خودشان را در سانفرانسیسکو از دست داده اند و هیچ جایی برای رفتن ندارند. هنگامی که گاردنر وارد یک شرکت دلال بورس می شود ، خودش و پسرش دچار سختی های زیادی می شوند و برای یافتن خوشبختی حتی مجبور می شوند در اتاق زیر شیروانی هم اقامت کنند ...

حاظرم اعتراف کنم که این فیلم بهترین فیلمی است که تا به حال در ژانر عاطفی بین پدر و پسر دیده ام پیشنهاد می کنم که شما از دیدن این بی بهره نمانید

+ نوشته شده در  86/07/02ساعت 22:14  توسط ســـیـــــــنـــــــا  | 

هری پاتر

                        

        فروش کتاب های هری پاتر

1-       هری پاتر و سنگ جادو: 17 میلیون نسخه

2-       هری پاتر و تالار اسرار: 7/14 میلیون نسخه

3-       هری پاتر و زندانی آزکابان: 8/12 میلیون نسخه

4-       هری پاتر و جام آتش: 3/12 میلیون نسخه

5-       هری پاتر و محفل ققنوس: 7/13 میلیون نسخه

            هری پاتر و شاهزاده دورگه: 14 میلیون نسخه

    رمز موفقیت رولینگ

   موفقیت رمان های هری پاتر که آخرین آنها هری پاتر و قدیسهای مرگبار است باعث شد تا رولینگ که یک معلم فقیر بود در کمترین زمان ممکن به یکی از پر در آمدترین رمان نویسان تاریخ ادبیات جهان تبدیل شود. کمپانی برادران وارنر تاکنون از پنج جلد اول مجموعه هری پاتر فیلم ساخته اند که همگی آنها در گیشه با استقبال فراوانی روبرو شدند. فیلم برداری ششمین قسمت این فیلم ها با نام هری پاتر و شاهزاده دورگه نیز قرار است از سپتامبر 2007 شروع بشود و تا 21 نوامبر 2008 آماده پخش شود.

اما واتسون در جمع قدرتمندترین ستارگان بریتانیایی هالیوود

انجمن فیلم انگلستان فهرستی از موفق ترین بازیگران و کارگردانان بریتانیایی هالیوودهمراه با دستمزد آنها در پنج سال اخیر تهیه کرده است:10 بازیگر برتر پولساز: 1- اورلاندو بلوم- سه گانه ارباب حلقه ها, سه فیلم از دزدان دریایی کارائیب, تروی, عرش خداوند, 64/2 میلیارد پوند 2- یان مک کلن- سه گانه ارباب حلقه ها, سه گانه مردان X , رمز داوینچی, 33/2 میلیارد پوند 3- کریستو فرلی- دو فیلم ارباب حلقه ها, دو فیلم از جنگ ستارگان,چارلی و کارخانه شکلات سازی, 86/1 میلیارد پوند 4- دنیل رادکلیف/اما واتسون/روپرت گرینت- چهار فیلم از هری پاتر, 75/1 میلیارد پوند 5- برنارد هیل- دو فیلم ارباب حلقه ها, پادشاه عقرب, گوثیکا, 16/1 میلیارد پوند 6- ایوان مک گرگور- دو فیلم از جنگ ستارگان, روبات ها, جزیره,Moulin Rouge ,Black Hawk Down ,12/1 میلیارد پوند 7- کیرا نایتلی- دو فیلم از دزدان دریایی کارائیب, عشق حقیقی,شاه آرتور, 07/1 میلیارد پوند 8-شان بین- ارباب حلقه ها, تروی, گنجینه ملی و نقشه فرار,956 میلیون پوند 9- برایان کاکس- تروی, مردان X ,دو فیلم از سه گانه Boume , حلقه,813 میلیون پوند 10- رالف فینس- یک فیلم هری پاتر,اژدهای سرخ, والاس و گرومیت,نفرین خرگوش نما,ساخت مان هاتان,713 میلیون پوند.

                                              

مراسم سوگواری برای آخرین هری پاتر

حدود 1500 نفر از طرفداران هری پاتر از کشورهای مختلف جهان در بزرگترین همایش جهانی هری پاتر که به مدت چهار روز در تورنتو برگزارشد گرد هم آمدند تا درباره پایان بندی مجموعه داستان های هری پاتر با یکدیگربه بحث و گفتگو بپردازند. در این همایش بحثی علمی درباره این که چگونه این مجموعه را می توان با حوادث و جنگ های روز دنیا مطابقت داد, صورت گرفت. در این همایش بسیاری از طرفداران هری پاتر برای شخصیت هایی که در هری پاتر و قدیسان مرگبار جان خود را از دست دادندطی مراسمی اشک ریختند و ماتم گرفتند

معرفی فیلم جدید دنیل رادکلیف

 دنیل رادکلیف در حال بازی در فیلم تلویزیونی(جک پسر من)است که در حال فیلم برداری برای تلویزیون ITV انگلستان است. پس روی پرده سینما نمی آید. کارگردان این فیلم برایان کیرک است که فیلم نامه آن را دیوید هیگ نوشته است. این فیلم قرار است در 20 آبان امسال نمایش داده شود. این فیلم محصولی از کمپانی اکوس فیلمز است. دنیل رادکلیف در این فیلم نقش اصلی یعنی جک کیپلینگ را بازی می کند.

هری پاتر 5 , شورش آغاز می شود

هری پاتر و دستور ققنوس پنجمین قسمت از مجموعه هری پاتر است. دیوید یاتس انگلیسی کارگردان این قسمت فیلم است. این درام فانتزی خانوادگی که حال و هوایی نوجوانانه دارد با شعار شورش آغاز می شود به روی پرده سینما ها رفت. دانیل رادکلیف, اماواتسن و روپرت گرینت برای پنجمین بار در نقش سه کاراکتر اصلی قصه هری پاتر ظاهر شدند. بقیه نقش های مهم فیلم را رالف فاینس,هلنا بوهم,کارتره گری اولدمن, دیوید تولیس,مگی اسمیت,آلن ریکمن, اما تامپسن,برندان گلسن و ایلمدا استانتن به عهده دارند. هری پاتر 5 به خاطر محبوبیتی که بین بچه ها دارد از جمله فیلم های مهم و پر سر و صدای فصل تابستان است. زمانی که کریس کلمبوس خالق مجموعه کودکانه و فانتزی تنها در خانه دو قسمت اول مجموعه فیلم هری پاتر را کارگردانی کرد کمتر کسی فکر می کرد روزی برسد که فیلم های هری پاتر تبدیل به کارایی سیاه شوند و دیگر اثری از با نمکی قسمت های نخستین در آن نباشد

 جادوی هری پاتر همچنان باقی اس

  زیرا فرمان ققنوس که پنجمین فیلم از این سری آثار سینمایی است و از روی  رمان پنجم از این کتاب ها7 گانه ساخته شده  ، در روزها و    هفته های نخست اکرانش در سطح جهان باز فروش هنگفتی داشته است .این فیلم در همان روز نخست عرضه اش 8/44 میلیون دلار فروخت که یک رکورد جدید برای فیلم هایی بود که نخستین روز اکران خود را در یک روز چهارشنبه سپری می کردند . این فیلم در پایان پنجمین روز اکرانش به رقم 7/139 میلیون دلار رسید که هر چند حد نصابی جدید نبود ، اما بسیار جالب به نظر می آمد و در میان آثار سینمایی کم سابقه بود . پل در گارابدیان مدیر سازمان " مدیا بای نامبر " که کارش ارزش گذاری و تعیین میزان فروش آثار سینمایی و هنری است و خود او به تبع آن از کارشناسان این امر به حساب می آید ، می گوید :"به نظر می آید به لحاظ فروش و توفیق و آمار حاصله هری پاتر نزول را نمی شناسد و پیر هم نمی شود .کافی است کتاب هفتم نیز عرضه شود تا براثر موج تبلیغی این فیلم پنجم هم بیشتر بفروشد.پایه و بنیاد قصه های هر 7 کتاب که نوشته جی . کی . رولینگ بریتانیایی است . یک چیز واحد است اما این نویسنده زن 41 ساله هر بار توانسته است تنوع و واریاسونی جدید را به موضوع بیفزاید .این بار هم کاراکتر مرکزی  (پاتر ) که مثل معمول در کنار دوستان و همشاگردی هایش مشغول یادگیری سحر و جادو در مدرسه ها گوارتز است ، به عنوان لیدر . به عنوان لیدر ماجراها به آنها می آموزد  که چطور در برابر کلک ها و نیروهای شیطانی لردوالمونت ایستادگی کنند.مثل معمول دانی یل رادکلیف ایفاگر رل هری پارتر است و دو دستیار و دوست اصلی وی باز در صحنه حاضرند. به این ترتیب که اما واتسون و روبرت گرنیت همیشه در کنار وی دیده می شوند و رالف فاینس ایرلندی ، مایکل گامبون ، مگی اسمیت ، گری اولدمن ، هله نابونهام کارتر، اما تامپسون و ایملدا استانتون  نیزدر  رل های جنبی  ظاهر می شوند و البته حضور این نامداران و بازیگران رل های دراماتیک در رل های ظاهرا" سطحی هری پاتر نشانگر این نکته است که چگونه جادوی پاتر ان ها را هم در بر گرفته و به این نتیجه رسانده که بهتر است که از موارد و محسنات تبلیغاتی آن بهره مند شوند و چنین فرصتی را از دست ندهند .اما ماهی که در آن به سر می بریم به واقع ماه هری پاتر محسوب می شود و موضوع فقط به اکران فیلم پنجم از این سری آثار منحصر و منتهی نمی شود و برعکس آز آن بسیار فراتر می رود .همانطور که بیشتر گفتیم ، عرضه قسمت هفتم از رمان های پارتر توسط رولینگ به این معناست که قصه های پاتر تمام شده و چون رولینگ در این نسخه دو کاراکتر از جمع کاراکترهای قصه را کشته،  ما ه ها است که علاقمندان این سری آثار درحال تحقیق و بررسی بودند تا در یابند افراد حذف شده چه کسانی هستند و کدام شخصیت ها به دست رولینگ از صحنه زندگی کنار گذاشته شده اند .اکر رولینگ و ناشران پاتر تغییر عقیده ندهند و وسوسه های فروش های نجومی تازه بر آن ها تفوق نیابد ،پایانی بر قصه سازی های پاتر است و تکلیف تمام جادو طلبان و سحر جویان نوجوان را مشخص می کند .رولینگ که به لطف قوه تخیل اش و خلق این کاراکتر از گمنامی محض به شهرت و ثروت رسیده و تمامی این کارها را فقط در 10 سال انجام داده است .عرضه تقریبا" همزمان کتاب هفتم و فیلم پنجم در سطح جهان همان طور که قبلا" گفتیم سبب شده ماه جاری ماه پاتر شناخته شود .کتاب های فوق به روایتی در سطح جهان به 65 زبان مختلف برگردانده و عرضه شده اند که رقم کم سابقه ای است و بدون احتساب فیلم پنجم که برای برآورد میزان فروش آن هنوز بسیار زود است . این سری آثار تا به حال 6/3 میلیارد دلار سود به بار آورده اند .کار به جای کشیده که هری پاتر مثل والت دیسنی صاحب یک پارک بزرگ تفریحی در ایالت فلوریدا در  آمریکا شده که هر چند هنوز باز نشده و در دست ساخت است ، اما وقتی در اواخر سال 2009 در شهر اورلاندو در این ایالت افتتاح گردد، گمان می رود که یک منبع درآمد عظیم و جدید باشد .از وقتی رولینگ  گفت که در کتاب هفتم دو کاراکتر اصلی را خواهد کشت و از صحنه بیرون خواهد راند ،هواداران پر شمار پاتر نگران شدند  که مبادا یکی از آنها خود پاتر باشد .کارشناسان امور اجنماعی معتقدند که نظر به تاثیر گذاری وسیع کتاب ها و فیلم های هری پاتر در سطح جهان ، چنانچه مرگ و میرها حذف کاراکترها در متن قصه هفتم از حد بگذرد ،اثر ناامید کننده وسیعی  را بر روی مردم و طرفداران پر شمار این سری آثار در سطح دنیا خواهد نهاد و جوامع مختلف را بدبین و متفرق خواهد کرد .رادکلیف که با ایفای رل این نوجوان عینکی در 5 قسمت از درجه و مرتبه یک پسر خردسال معمولی و گمنام به درجه یک سوپر استار پول ساز و یکی از شناخته شده ترین چهره های جهان ارتقاء یافته و حتی حضور صرف او در یک نمایش در لندن طی ماه های اخیر موجب ازدیاد چشمگیر فروش آن شده ، یا اظهار نظرهای متنوع خود درباره کتاب هفتم بر هیجان و حساسیت های پیرامون آن افزوده است .فیلم جدید با بودجه 150 میلیون دلار ساخته شده ، به اعتقاد تمام ناظران و بر اساس نوع قصه پردازی و انتخاب های سینمایی کارگردان خود دیوید یانس کمی تیره تر و جدی تر و خطرناک تر از 4 قسمت قبلی دارد و خطیرتر از آنها به نظر می رسد  و تم  توام با بازیگوشی قسمت های قبلی جای خود را به ماجرا جویی های مشکوک بی فرجام کشانده است .هم رادکلیف و هم اما واتسون که رل هرمیون گرنجر را در این سری فیلم ها ایفا کرده است ، معتقدند که در میان 5 فیلم ساخته شده از روی پاتر ، این یکی از همه غنی تر و جدی تر و تاثیر گذارتر است.

                                                                                    

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 10:53  توسط ســـیـــــــنـــــــا  | 

ارباب حلقه ها

               

حال بنا به سفارشاتی که به ایمیل من شده است اخباری مستند درباره ی ارباب حلقه هابه شما می دهم:

این فیلم پیتر جکسون را به اوج کارگردانی خودش برد آن چنان که خود او بعد ها اعتراف کرد که همچین موردی دیگر پیش نخواهد آمد. بعضی از کارشناسان معتقداند که پیتر در انتخاب بازیگران علاوه بر همه معیار هایی که یک کارگردان در انتخاب بازیگران خود برای فیلم داردهدف مشخصی را دنبال می کند چرا که بازیگران خود را از نقاط مختلف جهان به خدمت گرفته است. این فیلم را می توان وسیله ای برای پرتاب کردن بعضی از بازیگران به نقطه ی اوج تلقی کرد به دلیل اینکه برای مثال: ارلاندو بلوم پیش از این فیلم در آسایشگاه روانی به سر می برد و تنها در یک تئاتر پیتر او را کشف کرد, حتی می توانم با یقین به شما بگویم این فیلم اولین و آخرین فیلم خوبی است که ویگو مرتنسن بازیگر نقش آراگورن در عمرش بازی کرده است... حال می توانیم یک شگفتی دیگر را در این فیلم شناسایی کنیم و آن این است که: پیتر از این بازیگران نابالغ به قدری قشنگ استفاده کرده است که گویی هر کدام از این بازیگران برای خود پرویز پرستویی هستند نا گفته نماند پیتر مزد تلاش هایش را گرفت فیلم او 11 اسکار برنده شد و از نظر گیشه در رتبه ی  دوم جهان جا گرفت و همچنین مبلغی بسیار زیاد جایزه گرفت که بعدها او را در ساخت  فیلم کینگ کنگ یاری کرد. فیلم ارباب حلقه ها با تمام صدمه هایی که داشت مثل: ( شکستن دو انگشت پای ویگو مرتنسن در هنگام شوت کردن جمجمه ی ارک ها ) در موقع اتمام این فیلم همه ی بازیگران شروع به گریه کردند و برای یاد بود عدد نه را که یاد آور تعداد یاران حلقه است به زبان یونانی بر روی بدن خود خال کوبی کردند بعد از به پایان رسیدن این فیلم دو حلقه ساخته شد که یکی از آنها دست هنر پیشه ی نقش فرودو و دیگری دست اسمیگل است.

                                                              

فیلم دو برج پیتر جکسون دنباله ی موفقیت های او در فیلم سازی بود

18 دسامبر 2002

نوشته ی زیر از شخصی به نام (Bopdog) انتخاب شده است: من مطالعه ای با دقت و لذت به صورت چهار مرتبه از سی و چهار سال پیش روی این کتاب ها داشته ام که شامل ترجمه های جدید از نسخه ی اصلی تالکین که توسط پسرش بعد از مرگ او منتشر شد, است. من یک طرفدار هستم بله من این را گفتم و من خرسند هستم و حال به تو می گویم: این دومین بخش این رمان سه قسمتی است که ممکن است همانند یک فیلم خوب بتواند بیننده و مخاطبان زیادی کسب کند. این کتاب همانند نمایش آن می تواند جالب باشد. خواندنی ترین بخش های کتاب از صفحه ی 1000تا1400 است. البته به ویرایشی که ما در دست داریم بستگی دارد. هفته ها و هفته ها صفحه ها را مرور کرده , دو باره قسمت هایی را خوانده , در مورد زبان های ساختگی فکر کرده و چگونگی وابستگی آنها را به کل داستان سنجیده و از این طریق اجازه ی ورود به دنیای تالکین را می یابیم. بسیار جالب است که هر بار که متن اصلی را می خوانم به اندازه ی بار اول به آن عشق می ورزم. اما مطمینا هیچ کس نمی تواند فیلمی دو ساعته از آن داستان دل چسب برای شما بسازد که به اندازه ی کتاب به جزییات پرداخته باشد. زیرا فیلم بر حرکت مبتنی است. انجمن انت ها در جنگل سه چهار روز طول می کشد و مری و پیپین روزهای بیشتری را با درختان به سر می برند اما در فیلم این مدت تنها چند ساعت به نظر می آید. نشان دادن تمام فیلم در پرده ی سینما به صورت پیاپی بسیار جالب و تماشایی است اما چه کسی قادر است ساعت ها بر روی صندلی سینما بنشیند. به نظر می رسد ساختن سریالی از این فیلم که در 30 تا40 قسمت از تلویزیون پخش شود جالب و عملی تر باشد و بیشتر به جزئیات آن خواهد پرداخت. در هر صورت فیلم نیز بسیار جالب و دیدنی است و من از 10 نمره به آن 10 می دهم.

                                

                                                              

بهترین کتاب در تاریخ ۲۲/۲۰۰۱/دسامبر تبدیل شد به 

 

  بزرگترین فیلم

من فکر می کنم مهم است به یاد بیاوریم که پیتر جکسن این داستان را قبول نکرد که تنها فیلم ارباب حلقه ها را بسازد. یعنی آن تصاویری را به نمایش بکشد که عینا در داستان به آن اشاره شده باشد. بلکه او خواستار ساختن فیلمی فانتزی از ارباب حلقه ها بود که خودش آن را باور داشته باشد. بعد از تکرار کردن این عبارت این سوال برای پیتر جکسون به وجود آمد که : چرا فیلم ارباب حلقه ها را نسازم؟؟؟ در این کار او با خودش رقا بت می کرد چرا که او مجبور بود یک فیلم فانتزی خوب بسازد. با این حال او می بایست از قوانین تعریف شده ای تبعیت میکردتا کسانی که این داستان را خوانده بودند بتوانند با این فیلم ارتباط برقرار کنند و بعضی از بخش های اساسی رادراین فیلم ببینند. با وجود تمام این ها پیتر جکسون کار سختی در پیش و رو داشت. واو برای ساختن این فیلم به نحو احسن به کمک کتاب ونویسنده اش نیاز داشت. در حالی که در کارهای قبل او بدون شک کمکی از نویسنده یا کتابی نمی گرفت. تالکین از سینما متنفر بود. و از آن جایی که این کتاب بسیار حجیم بود پیتر جکسون نمی توانست عوامل فیلم را مجبور به خواندن این کتاب کند. این فیلم از نظر ساختار Hamlet و از نظر نقش نویسنده در روند داستان با Harry potter که بیشترین بودجه را داشت متفاوت بود.﴿$130 میلیون برای یک فیلم در مقایسه با پیتر جکسون $300 برای سه فیلم ﴾

 

                      

وقتی نسخه ی اول را دیدم بدون لحظه ای درنگ گفتم : که پیتر جکسون در دو هدفش موفق بوده. این فیلم عین کتاب نیست و در نوع خود جالب و دارای ابتکار است. این یک تجربه ای است که تو را وادار می کند که دوست داشته باشی برگردی و کل فیلم و تاکید هایی که پیترجکسون وارد داستان کرده ببینی. او به از بین رفتن قدرت حلقه تاکید زیادی داشت وبه واسته ی  این تاکید شخصیت سر دسته دزدان و قاتلان داستان آشکار می شد. به طور واضح آن کسانی که حلقه بر روی آنها تاثیر میگذارد فانی هستند و می میرند مانند : برومیر و برای یک لحظه آراگورن کسانی که واقعا دارای قدرت هستند همانند : الروند حلقه قدرتی در برابر آنها ندارد مثل : گالادیریل. گاندلف و سارامان . و کسانی که اصلا به سمت حلقه کشیده نمی شوند از این افراد می توان به کسانی از جمله : گالم. بیلبو. فرودو اشاره کرد که اتفاقا کسانی هستند که حلقه را حمل می کنند. من می توانم علتش را بیان کنم در این نوشته پیتر جکسون می خواست قسمت (Bombadil) که مثل(Balrog) پشت حلقه قرار دارد کنار بگذارد ولی Balrog برای آشکار کردن سر گذشت شخصیت های داستان مهم است ولی (Bombadil) این گونه نیست این یک معجزه است که در این فیلم , نسخه اول این کتاب رد پای پیتر جکسون کاملا دیده می شود. پس بنابرین احساس واقعی او درقسمت دوم نِمود بیشتری باید داشته باشد. آن کسانی که بخش دوم این کتاب ارزشمند را خوانده اند (دو برج) میدانند باید تلاش بیشتری برای آن بشود تا بتواند انتظارات آنها را براورده سازد با این حال پیتر جکسون علاوه بر اینکه انتظارات ما را براورده کرد بیشتر از آن چیزی که انتظار می رفت نیز ظاهر شد. اوچطور میخواهد صحنه های رها شدن مِری و پیپین را از طوفان ایزنگارد بسازد. داستان هایی که آن قدر به اصل موضوع ارتباط چندانی ندارند. اما در بستر داستان در حال وقوع هستند. آیا او می خواهد موضوع چند جنگجوی بزرگ را که در مقابل بدی قرار می گیرد اضافه کند؟؟؟؟

                    

                                           

اگر چه بیشتر واقعیت های این فیلم بر روی جلوه های ویژه است اما این جلوه های ویژه بر روی بازیگران استوار است. و اینک توضیحاتی دلیل بر انتخاب بازیگران توسط پیتر جکسون برای نقش هایشان: آنها نام های بزرگی همچون: (Sean Connery, Alan Richman, Brad Pitt, SamNeill) نداشتند. او نمی خواست آنها را برای ساختن این داستان به عنوان بازیگر دعوت کند. استعداد های (Ian MCKellan) در خصوص این بود که حجم زیادی از داستان را به خود اختصاص دهد: قسمت های زیادی از فیلم نیز صرف بازی صورت و بدن او می شود. یک معجزه ی دیگر از میان همه ی آنها حضور (Elijah Wood) در نقش فرودو است. خیلی  از مردم دوست داشتند وقتی من برای اولین بار انتخاب پیتر جکسون را شنیدم فریاد بزنم اما Wood فوق العاده ظاهر شد او آمد و به عنوان یک دوست گفت: یک نوع دو جنسه ی عجیب در نقش کامل است. (Ian Mackellan) بیش از پیش دلاورانه ظاهر شد: اسکار را داد به wood کافی است این فیلم را ببینید آیا بزرگترین فیلم ساخته شده است؟؟؟ چه کسی میتواند این ادعا را بکند؟ چهقدر احمقانه. همانقدر احمقانه که کسی مدعی شود کتاب ارباب حلقه ها بهترین کتاب است. آیا کسی نمی تواند به راحتی عاشق داستانی شود و از چند بار خواندن آن لذت ببرد و خودش را در آن غرق کند. اما هر کسی می تواند ادعا کند فیلم ارباب حلقه ها در ژاندر خودش بهترین است

 

 

+ نوشته شده در  86/06/02ساعت 23:9  توسط ســـیـــــــنـــــــا  | 

آپوکالیپتو

                                              

کارگردان:مل گیبسن

نویسنده: مل گیبسن. فرهاد سفینیا

بله تعجب نکنید نویسنده این فیلم پر مخاطب یک ایرانی است. این فیلم در مکزیک فیلم برداری شده است و چگونگی سقوط تمدن مایا را به تصویر کشیده است.

بازیگران شاخصDalia Hernandez , Mayra Serbulo , Gerardo Taracena , Raoul Trujillo
تاریخ اکران : 8 دسامبر 2006
ژانر : اکشن - ماجرایی

خلاصه داستان : این داستان در تمدن مایا اتفاق می افتد جایی که حضور آرام یک انسان با حملات وحشیانه به هم می ریزد . او وارد سفر پر ماجرا می شود ، وارد دنیایی که سر شار از ترس و تجاوز است و پایانی وحشتناک در انتظار اوست . او با تغییر سرنوشت خویش که ناشی از عشق او به خودش و خانواده اش است سعی بر آن دارد که به خودش را نجات داده و به جمع خانواده اش برگردد ...

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت 13:22  توسط ســـیـــــــنـــــــا  |